یوگای کندالینی، آنطور که توسط یوگی باجان آموزش داده میشود، جامعترین سنت یوگا محسوب میشود که مدیتیشن، مانترا، تمرینات بدنی و تکنیکهای تنفسی را با هم ترکیب میکند. این یک راج یوگ است که هشت شاخه یوگا را در یک تمرین منحصر به فرد از تعالی و وجد در بر میگیرد.
“کندالینی” به معنای واقعی کلمه به معنای “طرّهی موی یار” است. این استعاره شاعرانه به جریان انرژی و آگاهی که در درون هر یک از ما وجود دارد اشاره دارد و ما را قادر میسازد تا با شعور کیهانی یکی (“یوگا”) شویم.
ادغام آگاهی فردی و کیهانی، اتحادی الهی به نام “یوگا” ایجاد میکند. اوپانیشادها، که قدمت آنها به قرن پنجم قبل از میلاد مسیح برمیگردد، کندالینی را توصیف میکنند؛ اگرچه سنت شفاهی به گذشتههای دورتری در تاریخ برمیگردد. هزاران سال، این علم و فناوری مقدس در خفا پنهان بود و به صورت شفاهی از استاد به شاگرد منتخب منتقل میشد.
کندالینی یوگا صدها، شاید هزاران سال، از استاد به شاگرد آموزش داده میشد و با سلسله استادان سیک مانند گورو ناناک، گورو رام داس و گورو گوبیند سینگ در ۵۰۰ سال گذشته تلاقی دارد. منابع آن شامل بسیاری از استادان یوگای دیگر منطقه پنجاب شمالی هند و همچنین مشارکتهای منحصر به فرد گوروها در استفاده از ناد و گورو شاباد است. گورو ناناک سلسله اوداسی را از طریق پسرش بابا سیری چاند، استادی که بیش از ۱۰۰ سال خدمت و تدریس کرد، آغاز کرد. او به تمام سلسلههای موجود آن زمان آموزش داد و چندین گورو سیک را در جوانیشان آموزش داد. یوگی باجان اولین کسی بود که آشکارا کندالینی یوگا را در شرق یا غرب آموزش داد. این سلسله اکنون از طریق فناوری زنجیره طلایی – ارتباطی با استادان از طریق بدن لطیف – به صورت میراثی حفظ شده است.
کندالینی یوگا به روش یوگی باجان مکتبی سنتشکن در میان مکاتب سنتی یوگا به شمار میآید. یوگی باجان، بنیانگذار این سبک یوگا در دنیا، سالها مورد مخالفت مکاتب سنتی هند قرار گرفت، زیرا او دانشی را که میان برهمنها اسرار محسوب میشد بر توده مردم آشکار ساخت و به آموزش آنها پرداخت.
سنتشکنی دیگر در این سبک یوگا دیدگاه و تأثیر آن است. مکاتب سنتی متداول در هند معمولاً برای کسانی طراحی شده که از دنیا بریده و خود را وقف دنیای معنا کردهاند. و به راستی با سرسپردگی به روش این مکاتب میتوان به دنیا سرد شد و خود را غرق در معنا کرد. و انواع یوگایی هم که در غرب آموزش داده میشود و اغلب از مشتقات هاتا یوگا هستند به ندرت شامل آموزشهای کامل مکتب یوگا هستند و نوع آموزش در آشرامهای هند فرق دارند.
روش یوگی باجان اما بر آن است تا تعادل میان دنیا و معنا را برای کارآموزان این روش ممکن سازد. با این نیت که درگیرا و دار مشغولیتهای زندگی دنیوی بتوان از یک زندگی معنوی غنی هم بهره برد. از این دیدگاه، نه تنها تضادی میان زندگی دنیوی و معنوی وجود ندارد، بلکه این دو در کنار یکدیگر و در تعادل میتوانند یک زندگی رضایتمند را برای ما رقم بزنند. به همین دلیل، هیچ گونه اسراری در آموزشهای این سبک یوگا وجود ندارد. شاید یکی از دلایل جذابیت این یوگا برای ما همین دیدگاه باور نداشتن به رهبانیت باشد.
پیشینهی کندالینی یوگا به روش یوگی باجان از دل فرهنگ سیک در شمال هند بیرون آمده؛ فرهنگی که ترکیبی است از حکمت هندو و تصوف. شاید به همین دلیل این روش با فرهنگ و خلق و خوی مردم خطهی ما بسیار نزدیک است. مانند آیین تصوف، این یوگا نه برای راهبها که برای مردم عادی طراحی شده تا بتوانند زندگی روزمره را با معنا بیآمیزند. یکی دیگر از چذابیتهای این یوگا سبک پویا، شورمند و خلسهآور آن است.

یوگی باجان
یوگیباجان با نام اصلی هارباجان سینگ پوری در سال ۱۹۲۹ در گوجرانوالا (پاکستان امروز) متولد شد. او تحصیلات دانشگاهی خود را در رشته اقتصاد به پایان رساند اما رسالت اصلی زندگیش را در آموزش یوگا و آگاهی معنوی یافت.
در سال ۱۹۶۸ به آمریکای شمالی مهاجرت کرد و در میان نسل جویای معنا در دهه ۶۰ آموزشهای کندالینی یوگا را به شکل باز و عمومی آغاز کرد. او اولین کسی بود که سنت محرمانه بودن کندالینی یوگا را شکست و آموزههای آن را به جهانیان عرضه کرد.
یوگی باجان بنیاد 3ho را در لسآنجلس بنیان گذاشت، با این نیت که به انسانها کمک کند زندگی سالم، شاد، و معنویای داشته باشند. در کنار یوگا، او همچنین سبک زندگی یوگایی، از جمله بیداری سحرگاهی، تغذیهی سادویک، استفاده از مانتراها، توجه به پوشش، و حضور در لحظه را ترویج داد.
یوگی باجان هزاران شاگرد در سراسر دنیا تربیت کرد. برجستهترین شاگرد او گورموک است که نقش مهمی در شناساندن این روش یوگا به دنیا دارد و اکنون محبوبترین چهره در کاندالینی یوگا به روش یوگی باجان است.
یوگیباجان تا پایان عمر در آمریکا اقامت داشت، و در تاریخ ۶ اکتبر ۲۰۰۴ در سن ۷۵ سالگی درگذشت. آموزههای یوگی باجان همچنان از طریق مربیان این سبک کندالینی یوگا پرطرفدارتر از پیش در سراسر دنیا ادامه دارد.

گورموخ خالسا کار
گورموخ خالسا کار برجستهترین شاگرد یوگی باجان و از با نفوذترین اساتید کندالینی یوگا به روش یوگی باجان در جهان است. او در سال ۱۹۴۲ در ایالت ایلینوی آمریکا با نام اصلی مری مِی به دنیا آمد. در دهه ۷۰ میلادی در اوج جستجوی معنویاش بایوگی باجان آشنا شد. دیداری که مسیر زندگی او را برای همیشه تغییر داد.
او نام معنوی گورموخ کار را از یوگی باجان دریافت کرد. از آن زمان گورموخ خود را وقف آموزش کندالینی یوگا به روش یوگی با جان و سبک زندگی یوگایی کرد.
او همراه با همسرش گوروشابِد سینگ مرکز معروف گلدن بریج یوگا را در لسآنجلس و سپس در نیویورک تاسیس کرد. این مراکز تبدیل به پایگاههایی مهم برای گسترش کندالینی یوگا به روش یوگی باجان در غرب شدند.
بیش از ۵۰ سال است که گورموخ در سراسر جهان دورههای تربیت مربی برگزار میکند و هزاران مربی یوگا را در آمریکا، اروپا، آسیا، و دیگر نقاط جهان آموزش داده است.
او همچنین نویسنده کتابهای محبوبی مانند The Eight Human Talents و “BountifulT Bealutiful, Blissful است که به آموزههای کندالینی، چاکراها، و قدرت زنانه در بارداری، و زایمان آگاهانه میپردازند.
گورموخ همچنان فعال است؛ در دورههای بینالمللی آموزش یوگا مشارکت دارد، و پیام یوگی باجان را با عشق، تعهد، و اصالت به جهان منتقل میکند.

فریبا رفوگران
فریبا رفوگران هاتا یوگا را در سال ۱۹۹۲ شروع کرد و پس از آشنایی عملی چند ساله با تایچی و آشتانگا یوگا، کندالینی یوگا به روش یوگی باجان را به عنوان انضباط یوگایی خود برگزید . او شاگرد مستقیم گورموک بود و دوره آموزش مربیگری کندالینی یوگا به روش یوگی باجان را در سال ۲۰۰۳ با او به پایان رساند. از سال ۲۰۰۵، به آموزش کندالینی یوگا به روش یوگی باجان پرداخت. او برای اولین بار، این یوگا را در تهران در سال ۱۳۸۴ آموزش داد، و بعدها کانون کندالینی یوگای ایران را بنیان گذاشت.
او دارای دکترای فلسفه و ادبیات فرانسه از دانشگاه کالیفرنیای جنوبی است. دستمایهی علاقمندی خاص او به فرهنگ شرق و آشنایی تئوریک و عملی او با مکاتب عرفانی خاورزمین بینانگذاری روش خودشناسی “کیمیای عشق” است که بر اساس آموزههای حکمت کهن هند،عرفان ایرانی/ اسلامی و دانش نوین غرب طراحی شده است.
از آنجا که حکمت کندالینی یوگا به روش یوگی باجان آمیختهای از حکمت ودائی هندو و تصوف است، دیدگاه و مرامی بسیار همآهنگ با خلق و خوی مردم ایرانزمین به نظر میرسد. چرا که، این سبک یوگا مناسب برای زندگی دنیوی، پویا، شورمند و خلسهآور است.

